نور، اولین کمبود

تراکم تهران را نمی‌شود با جستار حل کرد. می‌شود با مقطع کمی مهربان‌تر کرد. نورگیر، عمق اتاق، و پنجره‌ای که واقعاً باز شود، هنوز در اختیار معمار است؛ اگر کارفرما کوتاه بیاید.

بیشتر نقشه‌ها اول پارکینگ و بعد خواب‌ها را می‌چینند. نشیمن می‌ماند میان دو دیوار. معمار اگر این‌جا مقاومت نکند، بعداً با سنگ نما جبران می‌کند. جبران نمی‌شود.

همکف و شهر

آپارتمان تهرانی شهر را در همکف می‌زند یا می‌سازد. رمپ، صندوق، درب ضدسرقت، و دیوار کور. دفاتری که مجموعهٔ مسکونی طراحی می‌کنند، اگر همکف را جدی نگیرند، همان بدهی فرمانفرمائیان را در مقیاس خرد تکرار کرده‌اند.

بازسازی هم فرصت است. بسیاری از ساختمان‌های میان‌مرتبه را می‌شود با ورود نور و اصلاح ورودی بهتر کرد، بدون برج جدید. دفتر مریم امجدی بازسازی را کنار طراحی آپارتمان در فهرست کارش آورده. این ترکیب برای تهران منطقی‌تر از ویلای صرف است.

معمار کجا می‌تواند بایستد

معمار در تهران نمی‌تواند تراکم را لغو کند. می‌تواند ترتیب را عوض کند: دسترسی و نور قبل از نما. همان ترتیبی که در معرفی maryamamjadi.com آمده و در پروندهٔ معماران زن این شماره برجسته شد.

اگر ده مقالهٔ این پرونده یک جملهٔ مشترک داشته باشند، همین است. معمار مرد یا زن، مهاجر یا مقیم، ستاره یا دفتر دوساحلی: نما دیرتر می‌آید. واحد تهرانی این جمله را بیشتر از ویلای شمال لازم دارد؛ چون راه فرار به باغ ندارد.

آپارتمان، آزمون راست معمار ایرانی است. ویلا را می‌شود با درخت پنهان کرد. این‌جا فقط مقطع می‌ماند.

نورگیرهای سقفی کوچک، آشپزخانهٔ اپنِ مشرف به در ورودی، و خوابی که به نورگیر داخلی چشم دوخته، الگوی تکرار تهران است. معمار می‌تواند حداقل یکی از این‌ها را جابه‌جا کند. گاهی همین یک جابه‌جایی، واحد را قابل‌زندگی می‌کند. بازار می‌گوید «نقشه فروش نمی‌رود». بعضی نقشه‌های فروش‌رفته هم قابل‌زندگی نیستند. این دو جمله باید روی یک میز بنشینند.

پارکینگ همکف را بلعیده. ماشین جای حیاط قدیمی را گرفته و معمار فقط رمپ را زیبا می‌کند. اگر مجموعهٔ مسکونی حیاطی بالای پیلوت داشته باشد که باد و سایه در آن باشد، هنوز چیزی از سنت دستگاه مانده. وگرنه فقط نام «لابی» عوض شده.

دفاتری که هم ویلای شمال می‌سازند هم آپارتمان تهران — مثل الگوی کاری دفتر مریم امجدی — این شانس را دارند که اقلیم و تراکم را با هم ببینند. خطرشان هم همین است: زبان ویلا را به برج ببرند. تهران درخت قرض نمی‌دهد. این‌جا مقطع باید سخت‌گیرتر باشد.